تبليغاتX
سرزمین من

سرزمین من

نگذاریم صمد، رییس جمهور شود!

آیت الله سید حسن مدرس روزگاری گفته بود: " حالا که قرار است بمیریم، چرا به دست خودمان بمیریم!"

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 22:1  توسط علی   | 

صمد، رییس جمهور می شود!

 لحظات حساس و سرنوشت سازی را می گذرانیم. ایران ما بر سر یکی از پیچ های خطرناک تاریخی ایستاده است. حکایت این روزهای ما، حکایت اتوبوس کانون نویسندگان در راه ارمنستان است در آن ثانیه های نفس گیری که میان آسمان و زمین معلق بود. کوچک ترین حرکت اشتباه و تصمیم احساسی نتیجه ای جز سقوط همگانی و مرگ دسته جمعی ندارد. 

 اما ۸ سال پس از دوم خرداد باورمان نمی شود که از دل دولت اصلاحات، این بچه ناقص الخلقه به دنیا آمده است. این بخش از رمان "فریدون سه پسر داشت" را بخوانید و شباهت های آن را با روزگار امروزمان ببینید: "در بحبوحة‌ حكومت‌ نظامي‌ و تير و دود و هياهو كه‌ داشتيم‌ شاه‌ را از مملكت‌ بيرون‌ مي‌كرديم‌، انسي‌ زاييد.اما خوشحالي‌ خاندان‌ ما ضايع‌ شد و لبخند همه‌ خشكيد. پسرش‌ پيشاني‌ نداشت‌، و تا چشم‌ انسي‌ بهش‌ مي‌افتاد جيغ‌ مي‌كشيد و غش‌ مي‌كرد.بچه‌ ناقص‌الخلقه‌ بود. موهاي‌ پرپشت‌ سياهش‌ با ابروهاش‌ مي‌آميخت‌، درست‌ شبيه‌ بچة‌ شمپانزه‌، كله‌كوچولو و بدتركيب‌. و چشم‌هاي‌ ريزش‌ چرخ‌ مي‌خورد اين‌طرف‌ و آن‌طرف‌، با ابروهايي‌ مسخره‌ كه‌ بالاي‌ چشم‌هاش‌ سيخ‌ سيخ‌ ايستاده‌ بود. زبانش‌ را هم‌ بيرون‌ مي‌آورد ولب‌هاش‌ را مي‌ليسيد."

یادمان باشد که: «تنها توفان‌ كودكان‌ ناهمگون‌ مي‌زايد.».

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 23:44  توسط علی   | 

سهم زن ایرانی از "آزادی"

از نیمروز ۱۷ اسفند ۵۷ تا غروب ۱۸ خرداد ۸۴ راه درازی ست. هفدهم اسفند آن سال صدها زن ایرانی برای مقابله با ایدئولوژی حاکم در اجباری کردن حجاب که خود را در شعار "یا روسری یا توسری" نمودار ساخته بود، به راهپیمایی تاریخی دست زدند. گرچه آن راهپیمایی زیر باران سنگ و فحش و در برابر کاخ نخست وزیری از هم پاشید، اما نقطه درخشانی نهاد بر پویش تاریخی زن ایرانی برای کسب آزادی. اما حرکت جمعی از زنان در ۱۸ خرداد ۸۴ برای گرفتن سهمشان از سکوهای "آزادی" یک بار دیگر ثابت کرد که می توان با پای فشردن بر مطالبات و پرداخت هزینه، طرف مقابل را هر چند که قدرتمند هم باشد، به عقب راند. این حرکت نشان داد که زنان ایرانی، ایدئولوژی حاکم برای حذف زنان را نه تنها از خانه هایشان، بلکه آن را از خیابان ها نیز بیرون کرده اند و این یعنی یک پیروزی بزرگ برای زن ایرانی!

+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1384ساعت 22:10  توسط علی   | 

اینجا کجاست؟!

خدایا! کجا داریم زندگی میکنیم؟ رئیس كمیسیون اجتماعی مجلس هفتم از ایجاد " فاحشه خانه" در پوشش شرع مقدس(!!) دفاع می کند. اینجا را ببینید...
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1384ساعت 17:57  توسط علی   | 

محمد درخشش

محمد درخشش، وزیر سابق فرهنگ، مدیر نشریه مهرگان، رییس سابق کانون معلمان ایران و رهبر اعتصاب تاریخی معلمان در دهه چهل درگذشت... البته او هم دور از وطن و در دیار غربت...
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 11:19  توسط علی   | 

آزادی موقتت مبارک!

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی...
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1384ساعت 18:27  توسط علی   | 

به من عاجز ناتوان کمک کنید!

امروز که ۷۰ روز از عید نوروز می گذره به من هنوز "عیدی" نداده اند. راستش خیلی برام تحقیرآمیز بود که برای ۱۲۰ هزار تومان باید هر روز برم به حسابداری و خواهش کنم که زودتر بپردازند. ولی وقتی این جملات از آقایی که بی اجازه مهمون وبلاگم شده رو خوندم واقعا از خودم خجالت کشیدم! به همین خاطر، اعلام می کنم به محض پرداخت شدن عیدی اینجانب، با افتخار همه اون رو به ستاد انتخاباتی ایشون تقدیم می کنم که از همه ما محتاج ترند!
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1384ساعت 17:52  توسط علی   | 

موش تو سوراخ نمی رفت، جارو به دمش می بست!

دکتر معین گفته: "من به منظور احقاق حقوق كساني كه در انتخابات مجلس ششم و هفتم به صورت غيرقانوني از ورود به خانه ملت يا رقابتهاي انتخاباتي محروم شدند، از آنان دعوت خواهم كرد در كابينه جديد يا در مديريت هاي كلان كشور شركت كنند." آقای عزیز! ورود شما به انتخابات، بنا به لطف و از سر مصلحت جویی بوده، حالا می خوای از رد صلاحیت شدگان در دولتت استفاده کنی؟! 

شما چه نظری دارید؟؟ 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 18:51  توسط علی   | 

دوم خرداد

نیمروز دوم خرداد ۷۶ که نام "سید محمد خاتمی" را برای اولین و آخرین بار روی برگه رای نوشتم، هراس داشتم و نگران از اینکه روزی در مقابل تصویرش بایستم و بگویم رایم را پس گرفتم. امروز در هشتمین سالروزش، با وجود تمام دل شکستگیها و نگرانی ها، خوشحالم از اینکه رایم را از او پس نمی گیرم. چقدر خوب است که تا چند روز دیگر، آقای رئیس جمهور نیستید و دوباره می شوید "آقای خاتمی"!
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1384ساعت 21:53  توسط علی   |