دیدن تصاویر استقبال از نخستین میهمان رسمی دولت آقای احمدی نژاد برای هر ایرانی که چشم به سربلندی میهنش دارد، تاسف آور بود. گارد احترام و گروه موزیک در خیابانی کثیف که حتی جارو نشده بود، ایستاده بودند و جایگاه استقرار روسای جمهور ایران و سوریه با "خوش سلیقگی تمام" در کنار جوی آب خیابان به گونه ای قرار داشت که لبه سیمانی جدول کنار خیابان در تمام تصاویر مخابره شده آشکارا دیده می شد. آقای احمدی نژاد می توانند و حق دارند در زندگی خصوصی خود، چمباتمه بر روی زمین بنشینند و نان و پنیر بخورند و از اینگونه مانورها برای جلب آرای توده های فقیر و البته جاهل بهره برند ولی حق ندارند حیثیت ملی را فدای "گدا بازی" کنند.
افغانستان، دیگر دیار فغان نیست. جوانه های زندگی در افغانستان را می توانید اینجا ببینید...
در سری فیلم های "صمد" ساخته پرویز صیاد، شخصیتی وجود دارد به نام عین الله، که به دلیل اقامتی کوتاه در شهر، اصرار دارد که با هویتی شهری یعنی باقرزاده، شناخته شود...
پس از انتخابات دوم خرداد ۷۶ و در تحلیل رفتار انتخاباتی مردم در برگزیدن فردی که شعارش آزادی و جامعه مدنی بود، "گسترش طبقه متوسط شهری"، ترجیع بند بسیاری از تحلیل ها بود. بدون آنکه بخواهم منکر اصل چنین پدیده ای شوم، اما انتخابات اخیر ریاست جمهوری نشان داد بیش از گسترش طبقه متوسط شهری، این طبقه "باقرزاده" بوده که گسترش یافته است. اینان در بزنگاه موعود، "مردی از جنس خودشان" را بر کرسی ریاست جمهوری نشاندند. به شباهت های غیر قابل انکار جمع کثیری از مدیران نظام جمهوری اسلامی با عین الله باقر زاده نگاه کنید! اینان علیرغم آنکه در افکار و اندیشه ها، به سنت های "عین اللهی" وفادارند، اصرار دارند با هویت "باقرزادگی" شناخته شوند. به همین دلیل است که "شهر نشین" داریم اما "شهروند" نه!
(اگر از این مطلب، توهین به روستاییان را برداشت کردید، یا در بیان منظورم موفق نبوده ام یا شما متوجه مقصودم نشده اید!)

