گاهی اوقات چیزهایی می شنویم یا می خوانیم که نمیدانم باید به آنها خندید، بی تفاوت از کنارش عبور کرد یا اینکه نشست و های های گریه کرد. درپی چاپ کاریکاتور پیامبر اسلام، جماعت بیکاری که فقط نعره زدن بلدند به خیابانها ریخته اند و در کنار شعارهای تند و تیز، خواستار تحریم کالاهای دانمارکی شده اند. هرچه فکر کردم در ایران به جز شیرینی دانمارکی- که آنهم فقط اسمش دانمارکی است- کالای دانمارکی دیگری وجود ندارد. با این اوصاف برای عقب نیفتادن از مسلمانان غیور سایر کشورها، "يكي از آزادگان هشت سال دفاع مقدس در نامهاي به وزارت بازرگاني پيشنهاد كرده است كه براي مقابله با اهانتهاي مطبوعات برخي كشورهاي غربي بهويژه دانمارك به پيامبر بزرگ اسلام و به منظور ترويج نام و فرهنگ ناب محمدي، طي ابلاغيهاي به اتحاديه قنادان، نام شيريني دانماركي را به نام شيريني «گلمحمدي» تغيير دهند." به خدا شوخی نمی کنم!!! بروید به این آدرس تا متن خبر را بخوانید!!
البته آقای دکتر احمد شیرزاد ( استاد فیزیک دانشگاه) هم در وبلاگ ارزشمندشان، حکایتی نوشته اند که نقل آن خالی از لطف نیست:" يكی از استانداران دولت فخيمه در جلسه رؤسای دانشگاههای استان مربوطه سخنان مبسوطی ارائه فرموده اند كه آری علم و دانش چقدر نيكوست و جوانهای ما چه كرده اند در اين عرصه و... خلاصه جناب ايشان مبهوت سخنان خودشان بوده اند كه از دهانشان در رفته است كه: "بله من شنيده ام دختر خانم نابغه ای هستند در كرج كه در خانه خودشان اورانيوم غنی می كنند. آشنايان شان او را به آقای رئيس جمهور معرفی كرده اند و ايشان هم گفته اند برود پيش آقای آقازاده راجع به روش غنی سازی اش توضيح بدهد."
اینها را نوشتم تا حکایتی را نقل کنم: می گویند سالها پیش مردی که قصد سفر حج داشت، از اهالی شهرش حلالیت می طلبید. در انتها به سراغ حیواناتش رفت و از الاغ و شترش هم حلالیت طلبید که اگر روزگاری با شلاق، آنها را آزرده است، او را ببخشند. در این هنگام، شتر به زبان آمد و گفت تو را نمی بخشم! مرد پرسید چرا؟ شتر گفت: شلاق زدن هایت را می توانم فراموش کنم اما روزی افسار من را به پشت این الاغ بستی. این را نمی توانم ببخشم!!" امروز به دهان اهل علم در ایران افسار زده اند که هیچ، این افسار را به الاغ هم بسته اند!!!