پدرم از دوران همکاری با روزنامه کیهان در دهه 50، آرشیو با ارزشی داشت از روزنامه های آن روزگار. از این طریق بود که برای نخستین بار با نام "لیلا خالد" آشنا شدم. چهره معصومانه پیچیده در چفیه سرخش به نماد مقاومت ملتی بدل شده بود که نمی خواست ذلیلانه تحت اشغال زندگی کند و چه زود، لیلای جوان به ستاره نشریات جهان بدل شده بود. نخستین بار که نام "لیلا" عالمگیر شد، روزی بود که به فرماندهی او، هواپیمای شرکت آمریکایی TWA در مسیر رم به آتن ربوده شد. به دستور لیلا، هواپیمای ربوده شده در راه دمشق از آسمان اسرائیل و از فراز زادگاهش-بندر حیفا- عبور داده شد. چه حالی داشته لیلای جوان در آن دقایق... دیدن شهرت زیر اشغال چکمه پوشان از فراز آسمان... شهری که آرزوی دیدارش را داری، اما نمی توانی یعنی اجازه ات نمی دهند بروی بر خاکش قدم بگذاری، زانو بزنی، مشتی از آن خاک را برداری و ببوسی...
سال بعد نام لیلا خالد در یک عملیات بسیار پیچیده هواپیما ربایی باز بر سر زبان ها افتاد. در این عملیات قرار بود به طور همزمان 4 هواپیما ربوده شوند تا دولت اسرائیل تحت فشار قرار گیرد و زندانیان دربند فلسطینی را آزاد کند. در اینجا باز هم مشکلترین مرحله عملیات یعنی ربودن هواپیمای شرکت اسرائیلی "العال" در مسیر آمستردام به نیویورک بر عهده لیلا قرار گرفت. اما با کشته شدن همدست او به دست گارد محافظ هواپیما، این عملیات نافرجام ماند و لیلا دستگیر و در لندن به پلیس تحویل داده شد. 3 هواپیمای دیگر با موفقیت ربوده شدند. یکی از آنها پس از آزاد کردن تمامی مسافران در فرودگاه قاهره منفجر شد و 2 هواپیمای دیگر به صحرایی دورافتاده در اردن برده شدند. در این مرحله، حادثه ای رخ داد که نشان از عمق نفوذ "لیلا" در قلب توده های ستمدیده عرب داشت. در لحظات پرالتهابی که هواپیماهای ربوده شده در صحرایی در اردن به زمین نشسته بودند، ناگهان برج مراقبت فرودگاه امان-پایتخت اردن- اعلام می کند که هواپیمایی انگلیسی در مسیر بحرین-بیروت ربوده شده و درخواست فرود در کنار 2 هواپیمای دیگر را دارد. این بخش از عملیات قبلا برنامه ریزی نشده بوده و تعجب همه حتی ربایندگان هواپیماها را نیز بر می انگیزد. کارگری فلسطینی در بحرین زمانی که خبر به زندان افتادن لیلا را می شنود، دست به کار شده و به تنهایی هواپیمایی را می رباید تا در برابر آزادی دهها مسافر آن، آزادی لیلا را طلب کند. اینک لیلا خالد شخصیتی جهانی دارد و میلیونها نفر در انتظار سرنوشت اویند. سرانجام دولت بریتانیا زیر فشار های شدید، لیلا را آزاد می کند...( خلاصه زندگی لیلا را ازاینجا بخوانید)
حماسه لیلا خالد را نوشتم... اما عصر ما عصر فروریختن اسطوره هاست و چه سخت و دردناک است که ببینی در برابر دیدگانت چه آسان فرو می ریزند و می شکنند....لحظه ای که دیدم لیلا، نماد مقاومت میلیونها فلسطینی را چه آسان می فروشد بر خودم لرزیدم و گریستم و گریستم... خانم لیلا خالد! این چفیه، نماد مبارزه در راه آزادی بود که ارزان فروختیدش... ارزان، خیلی ارزان...
تصویر ا) لیلا خالد، نماد مقاومت مردم فلسطین را ارزان می فروشد...
تصویر ۲) لیلای جوان در اوج شهرت با چفیه ای بر سر

تصویر۳) هواپیماهای ربوده شده در بیابان های اردن. لحظات پرالتهابی که سرنوشت لیلا به سرنوشت فلسطین گره خورده است...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 0:55  توسط علی
|
با وجود آنکه در شهر زندگی می کنیم اما شهروند نیستیم. یکی از علایم این امر، عدم توجه به محیط زیست است. هر چه در گوشمان بخوانند که:"شهر ما، خانه ماست"، قادر به درک آن نیستیم. همه مصیبت ها که بر گردن حکومت بی مسوولیتمان نیست. عید نوروز که به شیراز رفته بودم چندین باغ زیبای منطقه قصرالدشت را دیدم که خشک شده بودند. البته به عمد. لابد با ریختن بنزین پای درختان بیچاره یا آتش زدن آنها. به جای باغ های زیبای سرسبز، اسکلت های نفرت آور فلزی به آسمان رفته بود. در اصفهان هم ظاهرا پروژه مترو قرار است از زیر خیابان چهار باغ عبور کند. در تهران هم که "یادگار امام"، همچنان در حال بلعیدن اندک باغهای زیبای شمال شهر است و "شهید زین الدین" هم با قتل عام درختان لویزان به پیش می رود. این آمار تکان دهنده را که چند ماه پیش از این منتشر شده را نقل می کنم تا اندکی از خودمان و رفتارمان باجنگل های این سرزمین خشک شرمنده شویم: "در سال ۱۳۴۰ ميزان پوشش جنگلی ايران ۱۸ ميليون هکتار و از اين ميزان ۷/۳ ميليون هکتار سهم جنگلهای هيرکانی بود. اما هم اکنون کل پوشش جنگلی ايران ۷/۱۲ ميليون هکتار و ۷/۱ ميليون هکتار آن سهم جنگلهای هيرکانی است. جنگلهای هيرکانی يکی از منحصربهفردترين نوع جنگلها در دنيا هستند که همچون نوار سبزی بر شيبهای شمالی جبال البرز قرار گرفته و سواحل جنوبی دريای خزر را میپوشاند. اين ناحيه از حوالی آستارا در شمال غرب تا حوالی گرگان در شرق ايران ادامه میيابد. اين جنگلها که از دوران ژوراسيک به جای ماندهاند، ۷/۳ ميليون هکتار پوشش جنگلی ايران را تشکيل میدادهاند که هم اکنون به ۷/۱ ميليون هکتار تقليل يافتهاند." به عبارتی ظرف ۴۵ سال، حدود ۳۵ درصد کل پوشش جنگلی نابود شده است. جنگلهای ایران را دریابیم. شاید چند سال دیگر برای دیدن چیزی به نام جنگل، مجبور شویم به "دبی" سفر کنیم تا جنگلهای مصنوعی آنها را ببینیم!!!
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 21:15  توسط علی
|
بچه های بی ادب عقده ای دائم کاری می کنند که مورد توجه قرار بگیرند. از آنجایی که نمی توانند در زمینه های مثبت، موفقیتی کسب کنند که به واسطه آن توجه دیگران را به خود جلب کنند، دست به کارهای ناهنجار می زنند و بعد که همه درباره آنها صحبت می کنند به لحاظ روحی ارضا می شوند(حتی اگر بقیه، آنها را سرزنش کنند). برای این قبیل افراد فقط این مهم است که کانون توجه باشند.
دارم تلویزیون نگاه می کنم. مجری با لحنی حماسی، خبر بازتاب سخنان رییس جمهور را در رسانه های جهانی اعلام می کند. با افتخار می گوید سی ان ان و بی بی سی برنامه های عادی خود را قطع کردند تا سخنان رییس جمهور را پخش کنند. می گوید ایران کانون خبر های جهان شده است.. افسوس و هزاران افسوس...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 23:10  توسط علی
|
این روزها و در میانه بحران اتمی، شعاری بسیار بی ریشه و البته تحریک کننده احساسات ناسیونالستی از سوی حاکمیت ترویج می شود که انرژی هسته ای را "حق مسلم" مردم بی حق ایران می داند. فهم اینکه چه اتفاقی افتاده که حکومت "تکلیف مدار" به ترویج کننده "حق" مردم تبدیل شده و از آن دفاع می کند، چندان سخت نیست. اما اگر انرژی هسته ای حق من ایرانی است آیا محیط زیست سالم حق من نیست؟ در سفر نوروزی به هر شهری که وارد می شدیم صحنه مشابهی می دیدیم. بیابان های اطراف تمام شهرها در زیر کوهی از کیسه های زباله و پلاستیک مدفون بود. پلاستیک هایی که توسط طبیعت تجزیه نمی شوند در میان خار و خاشاک اطراف بسیاری از شهرهای ایران گیر می کنند. اگر آنقدر پیشرفت کرده ایم که به دانش هسته ای دست یافته ایم مرحمت بفرمایید و زباله هایمان را فقط جمع کنید.چون مطمئن هستم که بازیافت کردن بلد نیستید. این را می شود از سرنوشت کارخانه بازیافت حومه شهرمان فهمید که خود به منبع آلودگی بدل شده است. باور کنید جمع کردن زباله هم نیاز به "دانش" دارد که شما ندارید!!!
وضعیت محیط زیست ایران چیزی نزدیک به فاجعه است. این را دشمن یا ضد انقلاب نمی گوید. دانشگاه معتبر کلمبیا می گوید:" ايران از نظر شاخصهای پايداری محيط زيست با قرار گرفتن در انتهای جداول جهانی رتبه ۱۳۲ را به خود اختصاص داد. در اين جدول که ۱۴۶ کشور جهان از نظر وضعيت زيست محيطی، اجتماعی و اقتصادی مورد ارزيابی قرار گرفته اند فنلاند، نروژ، اروگوئه، سوئد، ايسلند و کانادا به ترتيب در جايگاه اول تا ششم جهان قرار گرفتند و کشور ايران تنها با کسب ۸/۳۹ امتياز بعد از کشورهايی همچون آنگولا، بورکينافاسو، ويتنام، ليبی، چاد و... در مقام ۱۳۲ جهان قرار گرفت." دوباره بخوانید لطفآ! بعد از آنگولا و بورکینافاسو و لیبی!!!
این آمار را می نویسم برای آنها که دلسوزند وگرنه کسانی که با چشم بسته، تکرار کننده شعارها شده اند را نمی توان از خواب بیدار کرد: " سالانه ۲۰ ميليون تن فاضلاب تصفيه نشده به آبهای داخلی، دريای خزر و خليج فارس سرازير می شود. روزانه بيش از ۴۵ هزار تن زباله در شهرهای کشور توليد می شود که اين رقم به جز توليد زباله در روستاها و بخش صنعت کشور است. در هر سال دو ميليون تن خاک دچار فرسايش می شود. هر سال حدود ۲/۱ ميليون بشکه نفت معادل ۱۶۰ هزار تن در آبهای خليج فارس وارد می شود و روزانه نيز حدود ۶/۲ ميليون بشکه آب مخلوط با نفت خام به دريا می ريزد. ۵۰ درصد پستانداران و ۲۰ درصد پرندگان ايران در معرض تهديد و انقراض قرار دارند و جمعيت حيات وحش حتی در پارکهای ملی به شدت کاهش يافته است. نزديک به ۱۶۳ رودخانه آلوده در کشور شناسايی شده که ۷۰-۶۰ رودخانه بيشترين آلودگی را دارند. "
+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 12:10  توسط علی
|
نوروز ۸۵ پایان شبهای پر اضطرابی بود که نگران جان اکبر گنجی بودیم. اما سال ۸۵، گردنه خطرناکی خواهد بود در تاریخ ایران...


+ نوشته شده در شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 11:11  توسط علی
|