امروز در پایان مسابقه فینال جام حذفی، اتفاقی افتاد که برخی بی تفاوت از کنار آن گذشتند. پنالتی آخر سپاهان را بازیکن عراقی این تیم(عماد رضا) زد و موجب قهرمانی سپاهان شد. بعد هم مثل بقیه بازیکنان ایرانی، با پرچم سه رنگ ایران دور افتخار زد. تا اینجا ظاهرآ همه چیز عادی است.اما... اما تمام این اتفاقات داشت در روز ۳۱ شهریور رخ می داد. ۲۶ سال پیش در همین ساعات، سربازان عراقی، پرچم سه رنگ ایران را از فراز پاسگاه های مرزی پایین می کشیدند و امروز، عماد رضای عراقی با همان پرچم، در قلب ایران دور افتخار می زند. عجب روزگاری است...
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 23:49  توسط علی
|
قول داده بودم درباره واکسن ضد اعتیاد بنویسم و می خواستم با زبان علمی، این کشف عظیم را توضیح بدهم ولی تصمیم گرفتم به توصیه آقای دادفر عمل کنم که در کامنت های مطلب قبلی نوشته بودند: "شما نشسته اید تحلیل علمی می نویسید،لازم دیدم به شما خسته نباشید بگویم و توصیه کنم که فکر روزگارتان باشید و خیلی علمی نشویت!!" پس صرفآ نقل قول کنم از ۲ تن از اساتید انیستیتو پاستور ایران که اطلاعات کاملی از این پروژه داشتند. یکی از این اساتید می گفت که مجریان طرح از ارائه اسناد علمی لازم برای اخذ مجوزهای مربوطه خودداری کرده اند چون ظاهرآ سندی وجود ندارد تا ارائه شود. در انتها در برابر اصرار مسوولین که از آنها خواسته اند مقالات مربوط به این کشف بزرگ را نشان دهند ( و لابد توقع بوده که مقالات چنین پروژه درخشانی در معتبرترین نشریات بین المللی چاپ شود)، پاسخ داده اند که نتایج را در نشریه دانشکده علوم پزشکی سبزوار چاپ کرده ایم!!!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 23:13  توسط علی
|
بلافاصله پس از خاتمه جنگ در لبنان که گروهی می خواستند پیروزی حزب الله را اثبات کنند و گروهی هم برتری اسراییل را، می شد فهمید که حادثه اصلی هنوز رخ نداده است. اینکه سید حسن نصرالله می خواهد قدرتش را به رخ بکشد و بعد از گذشت چندین هفته از اتمام جنگ حالا یادش آمده که جشن بگیرد و فواد سنیوره هم دائم با زبان بی زبانی از خلع سلاح حزب الله سخن می گوید، یعنی اینکه روزهای مهمی در پیش است، خیلی مهمتر از روزهای جنگ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 22:55  توسط علی
|
نوشتن درباره بسیاری از اظهارات وزراء و وکلا به کاری بیهوده تبدیل شده است. اما نمی توانم از کنار اظهارات اخیر وزیر بهداشت و معاون دارو و غذای ایشان به راحتی بگذرم. مهمترین دلیلش هم این است که در چند روز اخیر و پس از اعلام خبر کشف داروی ایدز، تنها یک اظهار نظر علمی نقادانه بیان شد. متاسفانه دوستان روزنامه اعتماد ملی از هول حلیم در دیگ افتادند و خواستند تا سر بی صاحب بتراشند و افتخار این کشف عظیم را نصیب دولت جناب خاتمی کنند. حال آنکه اول باید ثابت شود آیا به واقع چنین خبری می تواند صحت داشته باشد یا نه؟ بنابراین این بار-به دلیل تخصص دانشگاهیم- به خودم حق می دهم تا اظهارات وزیر محترم و و معاون ایشان را به زبانی ساده نقد کنم.
برای آنکه ماده ای به عنوان دارو مطرح شود، باید مراحل پیچیده ای را طی کند. یافتن ملکولی که خواصی را به آن نسبت می دهند( مثل اثرات ضد میکروبی یا ضد سرطانی یا...) الزامآ به مفهوم کشف داروی جدید نیست که اگر چنین باشد بی تردید هر سال از میان پایان نامه های دانشجویان داروسازی کشور، دهها داروی جدید کشف می شود. حال آنکه چنین نیست. چند سال پیش یکی از اساتید دانشکده های داروسازی، با استناد به یافته های پایان نامه یکی از دانشجویانش، ادعا کرد که داروی جدید ضد فشار خون از دسته مهار کننده های کانال کلسیم را یافته است. تیمی خبری از صدا و سیمای استان به دانشکده آمدند و گزارشی تهیه کردند و من مطمئنم که خود آن استاد هم هرگز به کشف داروی جدید اعتقاد نداشت، بلکه با تبلیغ روی چنین موضوعی داشت خود را "مطرح" می کرد تا پست های مهمی را به چنگ آورد.
پس از آنکه اثر یا اثراتی از ملکول خالص شده ای دیده شد باید آزمایش های متعدد برون تنی و درون تنی( In vitro & in vivo ) بر روی آن صورت بگیرد که می تواند شامل آزمایش روی کشت سلولی و سپس بر روی انواع حیوانات باشد. پس از گذراندن چنین مراحلی و گرفتن تاییدیه های مورد نظر، امکان دارد مجوز آزمایش روی انسان صادر شود. آزمایشهای بالینی(clinical trials) مراحل وقت گیر و طولانی دیگری است که متعاقب مراحل قبلی صورت می پذیرد. واقعیت آن است که بسیاری از ملکول هایی که خواصی ویژه به آنها نسبت داده می شود، قادر نیستند مراحل گفته شده را با موفقیت پشت سر گذارند و حذف می شوند. مثلآ برخی از آنها علیرغم آنکه اثر مطلوب را در مدل کشت سلول یا حیوانی نشان می دهند چنین اثراتی را در انسان نشان نمی دهند یا برخی دیگر علیرغم داشتن اثر مورد نظر در انسان، عوارض ناخواسته و جانبی را بر سایر ارگانها بر جای می نهند که باعث حذف آنها می شود. نکته دیگر آن است که طی چنین مراحلی بین ۱۲- ۱۷ سال به طول می انجامد حال آنکه ظاهرآ کل زمانی که برای پروژه کشف داروی ضد ایدز ادعایی گفته شده حدود ۵ سال است. اینکه با محدودیت های موجود در ایران و نیز دشواری کار با ویروس چگونه این مراحل پیچیده و وقت گیر طی ۵ سال به انجام رسیده جای تعجب بسیار دارد. البته ار آنجایی که مدیر پروژه مذکور ( آقای دکتر فرهادی) ظاهرآ متخصص گوش و حلق و بینی است و تخصص ایشان بی ربط با علوم دارویی است شاید بتوان بیاناتی شبیه آنچه گفته اند را توجیه کرد اما چنین اظهار نظر هایی از دکتر لنکرانی که از پزشکان حاذق و باسواد هستند( صرفنظر از خط سیاسی ایشان که من هم با آن مخالفم) و نیز معاون دارویی ایشان که از متخصصین داروسازی هستند بسیار تعجب آور است.
آنچه به نظرم می آید این است که دارویی کشف نشده است. صرفآ ملکولی یافت شده که اثرات ضد ایدز را به آن نسبت می دهند که همانگونه که قبلآ توضیح دادم کاملآ با کشف یک داروی جدید متفاوت است. اما اینکه برای اثبات ادعای مذکور از "ثبت" آن سخن می گویند هم اگر چه برای عوام ممکن است بسیار فریبنده و اثبات کننده کشف داروی جدید باشد، اما همه محققین به خوبی می دانند که صرف ثبت یک ملکول نمی تواند مترادف با ادعای بزرگ کشف داروی مذکور باشد که اگر چنین است بسیاری از محققین علوم دارویی( خصوصآ در حوزه شیمی دارویی) در طول فعالیت علمی خود دهها داروی جدید کشف می کنند!!!
بهتر است به راحتی و صرفآ برای بهره برداری سیاسی و تبلیغاتی با حیثیت و آبروی مجامع علمی کشور بازی نشود. محققان داخلی، حد و سطح خود را به خوبی می شناسند و با وجود کمبود پول و امکانات، پژوهشهایی در حد امکانات موجود عرضه می کنند. باور کنید هیچ کشور دنیا و هیچ محققی از ما انتظار ندارد داروی درمان ایدز و سرطان کشف کنیم. برای مسوولین محترم وزارت بهداشت بهتر آن است که در وهله اول، ایدز را به عنوان یک واقعیت رو به گسترش بپذیرد و برنامه هایی برای کنترل ایدز و بالا بردن سطح آگاهی های عمومی درباره روابط جنسی انجام دهند. چنین ادعاهای بزرگی مانند کشف داروی ضد ایدز آنهم ظرف ۵ سال و با امکانات موجود در ایران، فقط با پوزخند مجامع بزرگ و معتبر علمی همراه خواهد بود. برای اثبات این ادعا نگاه کنید که اعلام این خبر در کدام رسانه های جهان بازتاب داشت. آیا هیچ مرجع جهانی، کوچکترین واکنشی به آن نشان داد؟ چرا اعلام این خبر با بی تفاوتی جهانی همراه بود؟
درباره اظهارات معاون وزیر درباره واکسن ضد اعتیاد هم در پست بعدی خواهم نوشت...
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 22:37  توسط علی
|
ظاهرآ ایران، رسمآ به باغ وحش تبدیل شده و در آن توهین به حیوانات هم مثل توهین به مقدسات و توهین به رهبری و توهین به نظام، مجازات دارد. اگر کاریکاتور "تمساح" را بکشیُ می گویند منظورت آیت الله مصباح یزدی است. اگر "سوسک" بکشی، می گویند منظورت اهانت به ترک هاست، اگر "الاغ" بکشی، می گویند مقصودت آقای احمدی نژاد است. اگر "کوسه" بکشی، می گویند منظورت آقای رفسنجانی است. ظاهرآ دستگاه قضایی و وزارت ارشاد رسمآ پذیرفته اند که الاغ و کوسه و تمساح، اسم مستعار بعضی هاست!!!
کاریکاتوری که می گویند در آن الاغی با "هاله نور" دیده می شود!
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 19:54  توسط علی
|
امسال ۵ سال است که پنجشیر، بدون شیر است...
.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 23:42  توسط علی
|
" مسافرين محترم! در حال كم كردن ارتفاع براي فرود در فرودگاه شهيد هاشمي نژاد مشهد مقدس هستيم. لطفآ كمربندهاي خود را بسته و صندلي خود را به حالت عمودي برگردانيد. جهت اطلاع شما درجه حرارت شهر مشهد ۲۷ درجه سانتيگراد گزارش شده است"
اندكي بعد از شنيدن اين جمله ها، هواپيما از جايي نزديك انتهاي بلوار وكيل آباد دور زده و به سمت فرودگاه رفته. بعد هم از فراز آرامگاه امام هشتم گذشته و آنان حتمآ از همان جا دست بر سينه گذاشته اند و با خود زمزمه كرده اند:" السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا".
آنچه امروز از آن زائران سوخته دل و سوخته جان باقي است اجسادي است كه نه در آتش آن هواپيما بلكه در آتش جهل و بي مسووليتي و ناداني حاكمان و بي تفاوتي هم ميهنان خود زنده زنده سوختند...
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 12:5  توسط علی
|
آقای خاتمی در رابطه با سفرشان به ایالات متحده، گفته اند :" اگر انگشتنگاريام كنند، وارد آمريكا نميشوم ".
از آقای خاتمی عزیز می پرسم چرا دولت ایران، زنان بیچاره جهانگرد غربی را بر خلاف دین و اخلاق، در ابتدای ورود به ایران مجبور به پوشیدن حجاب اسلامی می کند؟ درمقام ارائه دلیل همواره گفته می شود اینجا ایران است و جهانگردان خارجی موظف به رعایت قوانین ایران هستید. پس شما هم در بدو ورود به خاک آمریکا باید انگشت نگاری شوید چون موظف به رعایت قوانین دولت آمریکا هستید!
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 18:10  توسط علی
|
مدتی پیش در یکی از وبلاگ ها، کلمه "عجین" را با الف نوشته بودند (اجین). برای خانم صاحب وبلاگ نوشتم که به دلیل بدآموزی لطفآ تصحیحش کنید. آن خانم عزیز پاسخ داده بود:" حالا که دلیلش "بد آموزی" است می گذارم با الف بماند چون بدآموزی اصلاً چیز بدی نیست. هرچه باشد آموزش است". یعنی در برابر اصلاح املای غلط یک کلمه مقاومت کرد...
چند روز بعد در حین خواندن یکی از مصاحبه های دکتر حبیب لاجوردی ( مدیر پروژه تاریخ شفاهی ایران در مرکز مطالعات خاورشناسی دانشگاه هاروارد) با ناصر خان قشقایی متوجه شدم در برخی بخشهای مصاحبه و شاید به دلیل لهجه ناصر خان قشقایی نام یکی از مناطق اطراف شیراز به اشتباه نوشته شده. با ترس و لرز ناشی از جواب آن خانم جامعه شناس به در خواستم برای تصحیح املای یک کلمه، به دکتر لاجوردی ایمیل زدم و نام صحیح ان منطقه را برایشان نوشتم. اصلآ هم توقع جواب نداشتم. بلکه می خواستم به سهم خودم در این کار با ارزش و تاریخی مشارکت کرده باشم. بعد از چند روز ایشان جواب فرستاده بودند و علاوه بر تشکر بسیار، نوشته بودند:" ما با تکیه به افرادی مثل شما دقت و صحت نسخ را افزایش می دهیم".
می گویند که رودخانه های پر آب علیرغم بزرگی و عظمت بی صدا هستند ولی یک جوی کوچک آب، پر سر و صدا است!
+ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 11:26  توسط علی
|