تبليغاتX
سرزمین من

سرزمین من

رفتار ناشایست!

دکتر محمود ملاباشی معاون دانشجویی وزارت علوم،علت لغو بورسیه دانشجویان ایرانی را در کشورهای آمریکا و انگلیس و کانادا، رفتار دانشگاههای آن کشورها با دانشجویان ایرانی دانسته است. آقای ملا باشی کاملآ درست گفته چون مسوولین دانشگاههای این کشورها بلد نیستند دانشجویان را با فریاد یا زهرا از طبقه سوم خوابگاه به پایین پرتاب کنند تا به این ترتیب حرمت دانشجویان حفظ شود! و البته نمی دانند می شود با تاسیس کمیته انضباطی و بسیج دانشجویی، محیط های علمی را به پادگان تغییر داد و هنوز یاد نگرفته اند می توان فلان برادر و خواهر متعهد را برای دستخوش دادن به درجه دکترا و استاد دانشگاه مفتخر کرد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 22:26  توسط علی   | 

کدام مخاطب؟

سید ابراهیم نبوی عزیز این مقاله را برای چه کسی نوشته است؟ برای آنهایی که شبها به سرعت خود را به منزل می رسانند تا "خان مظفر" ببینند؟ برای آنهایی که ۳ ماه تابستان را مشغول دنبال کردن سرنوشت "نرگس" و "آقای شوکت" بودند؟! شاید هم برای آنهایی که در بحبوحه صدور قطعنامه شورای امنیت، مشغول دانلود فیلم منتسب به "زهرا امیر ابراهیمی" بیچاره بودند؟!!

تحلیلگران حکومتی هم خیلی محکم می گویند که تهدیدهای آمریکا و غرب، فقط بلوف است. یادتان هست می گفتند ما را از لولوی شورای امنیت می ترسانند و ما با این تهدیدها روبه قبله نخواهیم شد؟ یادتان هست می گفتند محال است قطعنامه تحریم، تصویب شود. مگر روسیه و چین می گذارند؟ یادتان هست می گفتند آمریکا نمی تواند به افغانستان حمله کند چون خاطره باتلاق ویتنام را در ذهن دارند؟ یادتان می آید که می گفتند " عراق، افغانستان نیست" و آمریکا به عراق حمله نمی کند؟ خدا کند برخی از تحلیل هایی را که از طریق رسانه ملی به خورد مردم می دهند، فقط کارکرد "استحماری" داشته باشد. وای به حال ما اگرخودشان هم این تحلیل ها را باور کرده باشند...

پی نوشت: این مطالب را هم در همین رابطه بخوانید:

آخر این خط کجاست؟(مهجاد)/ وضعیت قرمز( ابراهیم نبوی)/ طبل تو خالی( محسن سازگارا)/ راهبرد «هم‌آغوشي در خارزار»(سعید شریعتی)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 23:3  توسط علی   | 

مسدود شدن سایت قبرستان!

دامنه مسدود کردن سایت ها حالا دیگر از سایت های سیاسی و غیر اخلاقی و مذهبی فراتر رفته و به سایت قبرستان ها هم رسیده است! بر اساس آنچه وبلاگ فارسی بی بی سی نوشته در سال ۲۰۰۳ یک ایرانی کلیمی در سفری به تهران، ۵/۲ ماه وقت صرف کرده و به سراغ گورستان کلیمیان تهران به نام "بهشتیه" در خیابان خراسان رفته و از اکثر سنگ قبرها عکس گرفته و آنها را در وب سایتی به نام گورستان بهشتیه قرار داده است تا امکان زیارت اهل قبور را به صورت آنلاین (شاید هم آفلاین!) برای کلیمیانی فراهم آورد که از ایران رفته اند و امکان سر زدن به درگذشتگان خود را ندارند. وقتی به سراغ آدرس اینترنتی این گورستان رفتم با پیغام "مشترک گرامی! دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد" روبرو شدم. خلاصه آنکه مثل بچه آدم نمی شود به زیارت اهل قبور هم رفت!

در ضمن می شود در این سایت، آرامگاه برخی از کلیمی های مشهور درگذشته را هم پیدا کرد از جمله آرامگاه "حبیب القانیان" سرمایه دار مشهور پیش از انقلاب که در اردیبهشت ۵۸ به حکم دادگاه انقلاب تیرباران شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 21:55  توسط علی   | 

عوامفریبی

می گویند آمریکاییها به سرعت، صدام را اعدام کردند تا اسرار همکاری هایشان با او در جریان جنگ ۸ ساله علیه ایران، افشا نشود. انگار اسرار همکاری ها درون بقچه یا صندوقچه ای بوده که در همه دنیا فقط یک نسخه اش وجود داشته و لابد هر شب زیر بالش صدام قرار می گرفته و با مرگ او، این اسرار(؟!) هم به گور رفت.

می گویند آمریکا در جریان جنگ به صدام کمک کرده و این دلیل محکمی است بر آنکه صدام در حقیقت نوکر آمریکا و بازیچه غرب بوده. مگر دولت ایران هم در طول جنگ از آمریکا، کمک (حتی کمک های تسلیحاتی) دریافت نکرد؟ مگر در میانه جنگ، استراتژی سیاست خارجی دولت رونالد ریگان،" کار با ایران پیروز" نبود؟ مگر مذاکرات متعدد مسوولین ایرانی با بلندپایگان امریکایی صورت نگرفت؟( خیلی گسترده تر از صحنه دست دادن دونالد رامسفلد با صدام!). مگر در میانه شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل، از آمریکا و اسراییل اسلحه نخریدیم تا با این نوکر امریکا در منطقه و آنچه رژیم بعثی-صهیونیستی صدام می خواندیمش، بجنگیم؟  

یادتان هست تحلیل های روز سقوط بغداد را؟ روز سقوط بغداد می گفتند که صدام با آمریکاییها زد و بند کرده و بغداد را بدون مقاومت تسلیم اشغالگران کرده تا در برابر آن بتواند بگریزد! روزهایی که صدام، غیب شده بود تبلیغ می کردند که آمریکاییها او را پناه داده اند! یادم هست روزی که دستگیرش کردند، شبکه خبر در گوشه تصویر می نوشت:" صدام دستگیر شد؟" یعنی ایجاد تردید در هویت کسی که دستگیر شده! بعد از دستگیری صدام هم می گفتند مگر می شود صدام را محاکمه کرد؟ اگر او را به دادگاه بیاورند اسرار همکاری آمریکا با او در تهاجم ضد ایران افشا می شود و محاکمه صدام به محاکمه آمریکا تبدیل می شود! صدام به دادگاه آمد و چنین اتفاقی هم رخ نداد!

عوامفریبی، زشت است و زشت تر از عوامفریبی، تکرار این تحلیل های بی ریشه از سوی برخی از روزنامه نگاران و مدعیان تحلیل مسایل سیاسی است!

( پی نوشت: مطلب "پدر شهدا"، نوشته ای از علی مهتدی را حتمآ بخوانید...)

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 23:26  توسط علی   | 

صبح بدون صدام در بغداد

" وقتي‌ به‌ روزهاي‌ بعد از انقلاب‌ فكر مي‌كنم‌ كه‌ عكس‌ اعدام‌شدگان‌ را به‌ ديوار اتاق‌مان‌ مي‌چسبانديم‌ و با احساسي‌ پر از رضايت‌ مي‌خوابيديم‌، خجالت‌ مي‌كشم‌. ما براي‌ اعدام‌ سران‌ رژيم‌ سابق‌ هورا مي‌كشيديم‌، و همين‌ شد الگويي‌ كه‌ بعدها، بي‌ محاكمه‌، دسته‌ دسته‌ اعدام‌ كردند...ناصر گفت‌: «الاغ‌! تو بايد بفهمي‌ كه‌ اعدام‌ اصلاً كار خلافي‌ است‌. تو چه‌كار به‌ محاكمه‌ و گناه‌ داري‌؟»
«سازمان‌ مجاهدين‌ خلق‌ نوشته‌ بود: «اعدام‌ خيانتكاران‌ انتقام‌ الهي‌ است‌.». دبير كل‌ حزب‌ توده‌ گفته‌ بود: «دادگاه‌هاي‌ انقلاب‌، ايران‌ را سربلند كردند.». سازمان‌ چريك‌هاي‌ فدايي‌ خلق‌ در اطلاعيه‌اي‌ گفته‌ بود: «اعدام‌ مقام‌هاي‌ رژيم‌ سابق‌ كاملاً لازم‌ است‌.»

تو گفتي‌: «هركس‌ اعدام‌ را تأييد كند، خودش‌ هم‌ قرباني‌ است‌. جامعة‌ سياسي‌ عقب‌افتادة‌ ما هنوز بالغ‌ نشده‌، وگرنه‌ به‌ اعدام‌ها اعتراض‌ مي‌كرد."

(منبع: فريدون‌ سه‌ پسر داشت‌.عباس‌ معروفي‌،‌ چاپ‌ سوم‌، چاپخانه‌ گردون‌، برلين‌، بهار ۱383

پی نوشت: این حق را برای تمام قربانیان جنایات بیشمار صدام قائلم تا شادی کنند و برقصند و تیر هوایی شلیک کنند، اما با وجود این، چنین افرادی را "قربانی" و چنان جامعه ای را "بدبخت و عقب افتاده" می دانم. 

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 19:43  توسط علی   | 

غم بم

«به بالينم بيا، غم دارم امشو»
غم ويروني بم دارم امشو
غم بم دارم و همراه اين غم
هزارون هموطن، کم دارم امشو

 

روزهای بعد از زلزله بارها با نگاه کردن به موهای خاک آلود این کودک بمی گریه کردم. مادرش باید تا ساعاتی دیگر او را در خاک به تاریخ بسپارد. خیلی سخت است...

 



 آرزویم درباره بم آن است که روزی، این جمله تعبیر شود: "بم را می سازیم، محکم تر از گذشته"!

 

شعر از: "هادی خرسندی"

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 21:28  توسط علی   | 

پول بیار، مدرک ببر!

برای ورود به رشته های پزشکی و دندانپزشکی و داروسازی دانشگاه شیراز، دیگر لازم نیست درس بخوانید یا در کنکور شرکت کنید. فقط کافیست معدل دیپلمتان بالای ۱۵ باشد و نمره تافل ۵۵۰ داشته باشید. همین ۲ شرط را که داشته باشید، با پرداخت پول می توانید مدرک دکترایتان را از دانشگاه شیراز دریافت کنید!!! باور نمی کنید؟ اینجا را ببینید...مثل نون بیار/ کباب ببر، حالا باید بگوییم:" پول بیار/ مدرک ببر"!!!

فقط مانده ام که بعضی از اساتید معظم که قرار است به زبان انگلیسی تدریس بفرمایند آیا خودشان قادرند نمره تافل ۵۵۰ را کسب کنند؟! 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 22:1  توسط علی   | 

یلدا بازی

چون هیچ کسی من را به یلدا بازی دعوت نکرده و البته از مهمانی رفتن بدون دعوت هم هیچ ابایی ندارم پس خودم، خودم را دعوت می کنم!

1)       کلاس اول ابتدایی که بودم سر جلسه امتحان ریاضی ثلث دوم از معلمم پرسیدم:" سر 7 بالاست یا پایینه؟!"

2)       اگر چند شب متوالی یک جا بخوابم دیگه اونجا خوابم نمی بره. به همین خاطر هر از چند شب یکبار جای خوابم را عوض می کنم!

3)     یکی از اقواممون کاندید مجلس شده بود(فکر کنم مجلس سوم)، من هم دوره ابتدایی بودم. همراه خواهر و دختر داییم رفتیم روی عکس تبلیغاتیش سبیل کشیدیم و برای سر کچلش مقادیر فراوانی مو گذاشتیم. بعد هم زیرش نوشتیم:" دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند/ سر آن مرد کچل را فر شش ماهه زدند!". داییم که آن شاهکار  هنری را دید کلی دعوامون کرد!

4)     لکنت زبان دارم و به همین خاطر اولین روزی که می خواستم برم سر کلاس و درس بدم، شب تا صبح کابوس دیدم. ولی صبح که رفتم سر کلاس به نظرم به دلیل شدت اضطراب هیچ مشکلی در صحبت کردن نداشتم. هنوز  هم موقع سخنرانی در جمع هیچ مشکلی پیدا نمی کنم. روز امتحان مصاحبه برای ورود به دوره PhD همه ائمه و انبیاء تا حضرت نوح و جرجیس و یعقوب را هم قسم دادم که از این جهت مشکلی پیدا نکنم! ظاهرآ که مستجاب الدعوه هم هستم!

5)       از کلاس سوم راهنمایی عادت کرده ام که هر شب اخبار بی بی سی را بشنوم. یک جوری به شنیدن و خواندن "اخبار"، اعتیاد دارم!

چون کسی به یلدا بازی دعوتم نکرده بود من هم کسی را دعوت نمی کنم!( اینجا ظاهرآ بن بسته!)  

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 19:52  توسط علی   | 

پیشنهاد شکایت از وزیر علوم

وزیر علوم دولت احمدی نژاد هربار که دهان باز می کند فقط در و گوهر است که می پراکند. وزیر فعلی علوم (که مهم ترین تجربه مدیریتیش، عضویت در ستاد دیه استان کرمان بوده) درباره دانشجویان محروم از تحصیل مقاطع تکمیلی گفته:" افراد ردصلاحيت شده در پرونده خود سه سال زندان، شلاق، تجاوز به ناموس مردم و... را داشته‌اند." از حقوق سر در نمی آورم ولی اینقدر می دانم که نسبت دادن چنین اتهام های بزرگی مانند "تجاوز به ناموس مردم"، مجازات دارد. طبق باب پنجم قانون مجازات اسلامی(مواد ۱۳۹و ۱۴۰)، آقای دکتر زاهدی باید ادعای خود را ثابت کنند وگرنه در صورت شکایت دانشجویان، می توان ایشان را به شلاق محکوم کرد. دانشجویان محروم از تحصیل بد نیست از آقای مرد سال ریاضی جهان(!) شکایت کنند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. 

اما هر کسی را بخواهند از صحنه بیرون کنند در کنار جمیع اتهامات امنیتی و سیاسی، به عنوان چاشنی هم که شده، اتهام اخلاقی برایش ردیف می کنند. یادم هست زنده یاد سعیدی سیرجانی را به "لواط" هم متهم کرده بودند. خوب است این روایت را هم بشنوید (البته میزان صحتش را نمیدانم) 
می گویند روزی آقا میرزا هاشم آملی، میهمان یکی از مراجع قم بوده. شب هنگام و موقع خداحافظی، آن مرجع بزرگوار اصرار می کند که آقا میرزا هاشم، شب را در منزل ایشان بیتوته کنند. آقای آملی که طبع بذله گویی هم داشته می گوید به مصلحت نیست بمانم چون فردا صبح می بینید دادگاه ویژه روحانیت برای من و شما پرونده لواط علم می کنند!!!

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 19:7  توسط علی   |