تبليغاتX
سرزمین من

سرزمین من

آقای رییس جمهور فرموده اند:"یه خانم دبیری چند وقت پیش با من تماس گرفت، که آقای فلانی ما در مدرسمون یک دختر بچه شانزده سال، کلاس سوم ‏دبیرستان، رشته ریاضی فیزیک اومده می گه خانم دبیر! من تو خونمون انرژی هسته ای روکشف کردم، این رو ‏یه کاریش بکن!‏ من زنگ زدم به رئیس سازمان انرژی هسته ای! گفتم آقای عزیز: یه دختر ‏خانم دبیرستانی، یه همچین حرفی می زنه شما بررسی کنید، اگر صحت داره حمایتش کنید.‏ اومدند در منزل دیدن این دختر بچه سوم دبیرستان به کمک برادر بزرگترش رفته یه سری قطعاتی را از ‏بازار گرفته به هم نصب کرده، واقعا انرژی هسته ای تولید کرده!‏"

اگر این ادعا صحت داشته باشد( که علی القاعده رییس جمهور مملکت امام زمان که دروغ نمی گوید!) باید پرسید پس چرا اینقدر پول بی زبان را به جیب روسیه و دلالان پاکستانی و شبکه عبدالقدیر خان و معمر قذافی ریختید؟ اگر قطعاتش در بازار پیدا می شود ( لابد بازار مسگرها!)، بدهید همین خانم نابغه تا در زیرزمین خانه، برایمان راکتور اتمی برپا کنند! اگر اطلاعات یک دختر بچه دبیرستانی برای تولید انرژی اتمی کافی است پس چرا اینقدر فخر می فروشیم که به قله های پیشرفته ترین تکنولوژی روز دنیا دست یدا کرده ایم؟ چیزی که با خرید چند قطعه از بازار محله نزدیک خونمون و با سواد در حد دبیرستان های ایران قابل تولید است، آیا ارزش درگیر شدن با همه دنیا را دارد؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 21:37  توسط علی   | 

۳۳ سال از اعدام خسرو گلسرخی می گذرد. اما شنیدن اینکه شاید خسرو گلسرخی در لحظه تیرباران، شهادتین گفته باشد و لابد به این ترتیب از ذلت ابدی نجات یافته باشد، بسیار حیرت آور است. در برنامه "فوق العاده" شبکه ۳ (شنبه ۲۱/۱۱/۸۵) فرزاد حسنی مجری این برنامه، چنین احتمالی را مطرح کرد و آنگاه برادر حاج صفار هرندی که سالها افتخار همکاری با برادر حسین شریعتمداری را دارد، ذکر خیری کرد از خسرو گلسرخی و "مرحوم داریوش فروهر"! مجری برنامه هم در زمان شنیدن نام داریوش فروهر، گفت:" خدایش بیامرزاد!" باور می کنید این اتفاقات در سیمای جمهوری اسلامی رخ می دهد؟ ما فراموشکاریم یا احمق؟ بروید آرشیو روزنامه مقدسه کیهان را نگاه کنید که همین آقا و همدستانش چگونه "نیمه پنهان" شخصیت های ملی را به خیال خود افشا می کردند. هنوز خاطره نوشته های کیهان در زمان قتل وحشیانه "مرحوم فروهر" در دسترس است و از آن روزها، زمان زیادی هم نگذشته است. بد نیست طراحان چنین برنامه هایی پاسخ دهند اگر آقای گلسرخی در آن دادگاه به اعدام محکوم نشده بود و تا مقطع انقلاب زنده مانده بود، سرنوشتی بهتر از "سعید سلطانپور داشت؟ اگر از توفان سهمگین سال ۶۰ جان بدر برده بود آیا به سرنوشت قربانیان سال ۶۷ دچار نمی شد و اگر آن تندباد را هم پشت سر نهاده بود آیا سرنوشتی بهتر از محمد مختاری و محمد جعفر پوینده داشت که به نوشته همین کیهان تحت زعامت آقای صفار هرندی، مرتد و ناصبی بودند؟ قاتلین"مرحوم فروهر" هم که هیچ نسبتی با کهیانیان نداشتند و صداوسیما از روز اول مخالف چنین جنایاتی بود! دلیلش هم برنامه "چراغ" است با حضور روح الله حسینیان!!! شما را به خدا، خسرو گلسرخی و "مرحوم فروهر" را رها کنید. همان برنامه های تکراری دهه فجر برای ما کافی است. آن زنده یادان را بیش از این در گور نلرزانید! 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 19:12  توسط علی   | 

صدا و سیما در این چند روز، به شدت، ژست "رسانه ملی" به خود گرفته است.فیلم دفاعیات خسرو گلسرخی را در دادگاه پخش می کند و از زبان فرزاد حسنی مجری برنامه "فوق العاده"، او را "مرد" می نامد. روز جمعه نیز فیلم کوتاهی از ورود یاسر عرفات-نخستین مهمان خارجی دولت برآمده از انقلاب- پخش می کند که ابراهیم یزدی شانه به شانه عرفات حضور دارد. اینها همه بر خلاف روند حاکم بر صدا و سیما است که تا چندی پیش، تصویر هاشم صباغیان و صادق قطب زاده را در کنار آیت الله خمینی، سانسور می کرد و حتی آیت الله منتظری را در جایگاه ریاست مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی تحمل نمی کرد و تصویر وی را به نحوی ناشیانه حذف می کرد. به نظرم تا چند وقت دیگر- اگر مصلحت نظام اقتضا کند-  صدا و تصویر کسانی را ببینیم که باورمان نمی شود! منتظر باشید...

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 18:47  توسط علی   | 

چند روز قبل در مشهد بودم. مهم ترین اتفاق این روزهای مشهد، تخریب ناگهانی و انقلابی نماد میدان ۱۵ خرداد این شهر بود. شهرداری مشهد استدلال کرده که این نماد زیبای ۵ شاخه در حقیقت در دوران طاغوت و برای پاسداشت "پنجاهمین سالگرد سلطنت پهلوی" ساخته شده لذا باید تخریب شود.البته بعد از ۲۸ سال از پیروزی انقلاب، حالا یادشان آمده تا این میدان را تخریب کنند. سوار تاکسی بودم که رادیو مشهد داشت این موضوع را با چند نفر از مسوولان مطرح می کرد. تا آنجایی که فهمیدم، اصلآ مردم مشهد به ذهنشان هم نمی آمده که این نماد، گرامیداشت ۵۰ سال حکومت پهلوی بوده. معاون عمرانی شهرداری مشهد در رادیو برای امت عزیز توضیح می داد که در اسناد موجود در شهرداری، "نامه ای وجود دارد" که نشان می دهد این نماد، برای گرامیداشت دوران منحوس شاه ساخته شده است. بحث به اینجا که رسید، راننده تاکسی که سوارش بودم گفت:" خب آدم عاقل! به جای آنکه این میدون را خراب کنی، می خواستی اون کاغذ را پاره کنی!!!"

در همین رابطه گزارش ایسنا و گزارش روزنامه قدس را از این رخداد بخوانید...

تصاویر تخریب نماد میدان ۱۵ خرداد مشهد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 18:6  توسط علی   | 

یکی از مظاهر مضحک حکومت شدیدآ تمرکزگرای ایران این است که زمان پخش اذان به افق تهران-یعنی پایتخت سیاسی کشور- تمام برنامه های شبکه های تلویزیونی و رادیویی ملی قطع می شود تا اذان به افق تهران پخش شود و این در زمانی است که حدود ۳۰ دقیقه از اذان در مشهد و چابهار گذشته و حدود ۳۰ دقیقه به اذان در تبریز و خرمشهر باقی مانده است! حالا اینکه چرا مردم تبریز مجبورند نیم ساعت قبل از اذان شهرشان، شنونده اذان تهران هم باشند لابد به این علت است که اذان به افق تهران، اذان رسمی کشور است و اذان شهرستان های دیگر، غیر رسمی است!  

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 20:31  توسط علی   | 

چرا اینقدر راحت هر چیزی را که چند بار تکرار می شود، باور می کنیم؟ عوام و خواص هم ندارد.

سبیل طلا در مطلبی با عنوان زنان در برابر احمق های مبتذل، نوشته:" در غذای خانم پارسی پور و هزاران زن زندانی سياسی، کافور می ريختند که قاعده نشوند-که زندان مجبور نباشد پول نوار بهداشتی بدهد."

سالهاست می شنویم که در غذای دانشجویان و سربازان و زندانیان و... "کافور" می ریزند. هیچ کسی هم نیامده یکبار سوال کند مدرک معتبر علمی دارید که اثبات کننده این همه خواص شگفت انگیز کافور در سرکوب قوای جنسی باشد؟ این همه اثرات آنتی استروژنی و آنتی آندروژنی کافور از کجا آمده؟ چند تا مقاله علمی درباره کافور پیدا می شود که قاعده نشدن زنان را به آن نسبت بدهیم؟!( اگر مقاله ای پیدا شد برایم بفرستید لطفآ!). آن همه مصیبت و بدبختی و شکنجه و تحقیر و فشار روحی کافی نیست که اختلال در قاعدگی را به کافور نسبت می دهید؟! چرا به این راحتی هر چه را که عوام الناس تکرار می کنند، بر زبان می آوریم بدون آنکه درباره صحتش چیزی بدانیم؟ تا "شک" نکنیم، در بر همین پاشنه می چرخد!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 21:33  توسط علی   | 

این روزها خیلی به یاد محمد سعید الصحاف-آخرین وزیر اطلاع رسانی دولت صدام- می افتم. سربازهای آمریکایی به فرودگاه بغداد رسیده بودند و تصاویر فرودگاه اشغال شده را پخش می کردند، آنوقت آقای وزیر داشت خبرنگاران را سرزنش می کرد و به آنها وعده می داد که همین امروز آنها را با ماشین به فرودگاه می برد تا دروغ آمریکاییها بر همه روشن شود!!

می گویند هواپیمایی در حال سقوط بوده، مهماندار به توصیه خلبان، میکروفن را برمی دارد و می گوید:" مسافرین محترم! جای هیچ نگرانی نیست و تا دقایقی دیگر در فرودگاه مقصد به زمین می نشینیم". مسافران که با چشم خود می دیده اند که هواپیما به سرعت به سمت برخورد با زمین پیش می رود، جیغ و داد می زنند. باز هم مهماندار تکرار می کند که :" مسافرین عزیز! این تکان ها کاملآ طبیعی است! نگران نباشید و آرامش را حفظ کنید". هواپیمای در حال سقوط به نزدیکی زمین که می رسد، مهماندار، میکروفن را بر میدارد و می گوید:" مسافرین عزیز! اشهد ان لا اله الا الله!!!"

می ترسم این بار، مهماندار فرصت "اشهد گفتن" هم نداشته باشد!

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 19:26  توسط علی   |