تبليغاتX
سرزمین من

سرزمین من

 دستگاه سیاست خارجی کشور تصمیم گرفته است تا روابط ایران و روسیه را به سطحی برساند که شاید در طول تاریخ ایران سابقه نداشته است. اشکالی هم ندارد! لابد آنها بیش از ما می فهمند و این تشخیص هم بر مبنای منافع ملی است اما نکته جالب در این میان تلاشی است که در جهت تحریف تاریخ می شود تا تصویری روشن، مثبت و منجی از دولت روسیه ترسیم شود. گفته می شود:" تصویر ملت روسیه در ذهن ما، تصویر روشن و خوبی است و این به علت مقاومتها و تدابیری است که ملت روسیه در مقاطع مختلف از خود نشان داده است."

 این تصویر مثبت از چه زمانی ایجاد شده است؟ از آن روز سیاهی که "لیاخوف"، افسر روسیه تزاری، مجلس شورای ملی-نماد مشروطه خواهی ایران- را به توپ بست و نابود کرد؟ یا شاید آن روزی که قوای متجاوز روسیه، حرم امام رضا را به توپ بستند و مردم بیگناه را در صحن امام رضا به خون کشیدند؟ شاید هم این تصویر مثبت و روشن، محصول قرارداد های افتخارآمیز گلستان و ترکمانچای است که به موجب آنها هزاران کیلومتر از خاک ایران به یغما رفت؟ اگر درایت سیاستمدار پخته ای چون قوام السلطنه نبود امروز آذربایجان هم به سرنوشت همان هزارها کیلومتر دچار شده بود و توسط روسیه اشغالگر، غارت شده بود. البته شاید دلیل دیگر ایجاد این تصویر رویایی از روسیه در اذهان رهبران ما، کشتار هزاران سرباز ایرانی توسط قوای روس در طی جنگهای ایران و روسیه در دوران قاجار است. آیا آن سربازان جانباخته در راه ایران  "شهید" محسوب نمی شوند و دولت روسیه، قاتل آنها نیست؟

سران حزب توده سر از خاک بیرون بیاورند و به چشم خود ببینند که ایران، به یکی از اقمار روسیه بدل شده و شگفتا که این بار، روحانیون هستند که به جای مکه رو به کرملین نماز می گذارند!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 19:12  توسط علی   | 

عصر روز عید فطر از شبکه دوم سیما برنامه ای پخش می شد درباره سریال ۴۰ سرباز ساخته جناب نوریزاد. به شخص ایشان و پیشینه و نوشته هایشان در "کیهان" و حتی به روایتشان از فردوسی و رابطه اسلام و ایران کاری ندارم. اما جناب داریوش ارجمند که در این سریال نقش رستم را بازی کرده با تعجب گفتند که مردم در خیابان از من می پرسند این اسفندیار اصلآ کیه؟!

این سوال را باید از آنهایی پرسید که ۲۸ سال است ایران را در برابر اسلام قرار دادند و با افتخار، اشعار فردوسی را ازکتابهای درسی حذف کردند و به جای شناساندن رستم و زال و رودابه و تهمینه، برایمان از عباس ابن فرناس و حجر بن عدی و اشعث کندی گفتند. یادمان نرفته جناب حجت الاسلام رحیمیان رییس سابق بنیاد شهید، با افتخار می گفت طبق بررسی های آماری وصیت نامه شهدا، "صفر درصد" آنها برای دفاع از ایران به جبهه رفته اند. جناب سردار سابق آقای قالیباف با سربلندی انتقاد می کرد از فرماندهان دلاور ارتش ایران که چرا در روزهای آغازین تهاجم سردار دروغین قادسیه به خوزستان، برای رمز عملیات از اسامی چون سیمرغ و رستم استفاده می کردند. مگر یادمان می رود که در روزهای سیاه جنگ، ۱ لشکر یا حتی گروهان و گردان نظامی ایران، نام فارسی نداشت. مگر یادمان می رود شیخ صادق خلخالی، عربده می کشید که نام خلیج فارس را عوض کنیم و بگذاریم خلیج اسلامی؟ در کتاب های درسی از "اصحاب فیل" گرفته تا "نوجوانی از فلسطین" چه نام و یادی از ایران می شد؟ بروید سوال کنید رایزنی های فرهنگی ایران در خارج از کشور آنقدر که به فکر صادر کردن اسلام ناب محمدی و توزیع مفاتیح الجنان در بین تازه مسلمانان بلاد کفر بودند آیا یک بار کنگره بزرگداشت فردوسی و مولانا و حافظ برگزار کردند؟ حالا چرا حیرت زده اید که آقای نخست وزیر ترکیه، کتاب مثنوی مولانا را به عنوان افتخار ادبیات ترکیه به همسر رییس جمهور آمریکا هدیه می دهد؟ چرا یادمان می رود که نماینده فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در یکی از کشورهای آفریقایی در همایش رایزنان فرهنگی ایران به دلیل عدم تسلط به زبان فارسی، نطق خود را به عربی ایراد کرد!  آن روزهایی که شما نام خالد اسلامبولی جنایتکار مصری و احمد قصیر و فتحی شقاقی را به خیابان های تهران می گذاشتید و هوایماهایتان را به نام ابابیل و زیردریایی هایتان را به نام طارق و تانکتان را به نام ذوالفقار مزین می کردید سرمایه های ملی ایران در حال تاراج بود. یادم هست روی دیوار مدرسه ام با رنگ نوشته بودند:" ملی گرایی خلاف اسلام است- امام خمینی".

روایت شما آقای نوریزاد عزیز از ایران محترم است اما همان طوری که اسلام خود را از شما نیاموخته ام ایران را نیز به روایت شما نخواهم پذیرفت. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 17:58  توسط علی   | 

سر یکی از کلاسهای دانشگاه، استادمان اصرار داشت که حتمآ از ایشان سوال بپرسیم. در انتهای یکی از این جلسات درس رو کرد به دوست من و گفت آقای... سوال بپرسید! دوست من هم با اعتماد به نفس کامل گفت:" سوالمون نمیاد استاد!"

حالا حکایت من است... نوشتنم نمی آید اصلآ و نمی دانم دردم چیست...

لینک بی ربط:وحشتی از دیروز در گزارش به نسل فردا 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 21:39  توسط علی   |