امروز عصر، سید محمد خاتمی در مشهد سخنرانی داشت. حقیقتش برای دیدن آقای خاتمی نرفتم چون مطمئن بودم حرف مهمی برای گفتن ندارد. بیشتر به این جهت رفتم تا واکنشها و حرفهای مردم را بشنوم ولی سطح سخنرانی رییس جمهور سابق، تند و تیز تر از آنی بود که تصور می کردم. مهمترین تفاوت این تجمع چند هزار نفره با آنچه در دوران دانشجویی ما در سالهای ۸۰-۷۵ رخ می داد خواسته های واضح زنان و دختران است که در قالب شعارهایی چون " سهم من، نیمی از آزادی است" تجلی می یابد. پلاکاردهایی با مضامین آزادی و حقوق زن که در تجمع امروز می دیدم در سالهای قبل سابقه نداشت.
جملات مهم سخنرانی خاتمی:
در ابتدای سخنرانی، در برابر شعار کوبنده" دانشجوی زندانی آزاد باید گردد"، گفت: امروز که به اینجا می آمدم با خودم می گفتم چه بگویم و حالا به شما می گویم ای کاش دوستان زندانی شما، آزاد بودند و در این جمع حاضر می شدند!
حکومت اسلامی جز با رای مردم مشروعیت ندارد. امام علی حکومت را نپذیرفت تا مردم نخواستند. اباعبدالله قیام نکرد تا مردم نخواستند. اگر حکومت از راه "تزویر" به دست بیاید مشروعیت ندارد. اگر حکومت، به زور حاصل شود حتی اگر حاکمان، افراد صالحی باشند مشروعیت ندارد( شعار مرگ بر دیکتاتور). امروز کسانی می گویند رای مردم ارزش ندارد ما بر حقیم و باید حکومت کنیم ( شعار مجدد مرگ بر دیکتاتور با واکنش خاتمی مواجه شد و خواستار فرستادن صلوات شد). حکومت برآمده از انقلاب اسلامی نه حکومت جباران، که حکومت مردم آزاده بر خویشتن است.
ما خواستار عدالتیم ولی عدالت، توزیع فقر نیست. ما با فساد، مخالفیم اما بدترین فساد "دروغ گفتن به مردم" است. (ابراز احساسات شدید حضار). بدترین فساد "تحقیر مردم" است. بدترین فساد این است که نگذاریم مردم رای خود را آزادانه اعلام کنند! کسانی دلبسته انقلاب نیستند که جمهوریت نظام اسلامی را نادیده می گیرند.
در خاتمه، جمعیتی چند صد نفره در خیابان و در برابر چشمان ماموران نیروی انتظامی شعار می دادند:" دولت بی لیاقت، استعفا استعفا!" . البته در بین سخنرانی هم ۱۲-۱۰ نفر، تصویری از جمال منور رییس جمهور مهرورز را بالا بردند که با هو کردن حضار مواجه شد!


