سرزمین بی خاک...
چند روز پیش از آنکه بوی باروت و خون، فضای لبنان و اسراییل و فلسطین را آلوده کند، کتاب "فلسطینی آواره، خاطرات ابوایاد مسوول بخش اطلاعات و امنیت ساف" را-که "آق بهمن" معرفی کرده بود- خریدم و حالا ترجیح می دهم به جای تکرار جملات نخ نما شده برای "خلق مظلوم" یا "امت ستمدیده فلسطین"، درمیانه ضیافت آتش و خونی که برپا شده به نقل از ابوایاد بنویسم: "این کتاب برای آنهایی نوشته شده که از خود می پرسند چرا فلسطینی ها تنها می جنگند... ما تصمیم گرفته ایم به عنوان یک ملت به حیات خود ادامه دهیم و به آن یقین داریم و عاقبت یک روز وطنی خواهیم داشت..."
مرد آواره ای پشت سیم های خاردار، در آرزوی سهم خود از گسترده ترین سرزمین بی خاک دنیا است...

هر بار نام فلسطین را می آورم برخی از دوستان جور دیگری نگاهم می کنند. انگار با نگاهشان می گویند تو هم...؟ حالم از شنیدن اخبار تلویزیون ایران و البته شبکه الجزیره به هم می خورد. در مظلومیت فلسطینی ها همین بس که احمدی نژاد و صدام خود را به عنوان مدافعان آن جا زدند...

