تبليغاتX
سرزمین من - وطن پرستی آبدوغ خیاری

سرزمین من

مدتی است می خواهم از این بساط مضحک و شاید چندش آور وطن دوستی که به راه افتاده است بنویسم ( که رسانه های حکومتی هم بر تنورش می دمند)، اما مشغله کاری و صد البته بی حوصلگی و سرخوردگی از اوضاع کشور نمی گذارد. از روزی که گوگل در نقشه هایش نام عربی را هم بر پهنه آبی جنوب ایران نهاده است جمعی به راه افتاده اند و امضا جمع می کنند در محکومیت گوگل و تقاضا برای اصلاح آن. چند نفری پرسیدند آیا تو هم امضا کردی؟ گفتم: نه! امضا نمی کنم و برای امضا نکردنم هم دلیل دارم. برایم وطن فقط و فقط تکه ای خاک نیست. امضا نکردم چون برایم ارزش جان یک نفر- فقط یک نفر انسان- از تمام این خاک بیشتر است. اما برای نویسنگان بیانیه هایی این چنین ارزش خاک ظاهرآ بیشتر است. امضا نمی کنم چون برایم جان زهرا بنی یعقوب که در زندان منکرات همدان به قتل رسید از همه این خاک بیشتر بود اما یک نفر هم برای جان او و خون به ناحق ریخته اش دنبال امضا جمع کردن نرفت. امضا نمی کنم چون جان آن جوان دانشجوی سنندجی که در زندان به قتل رسید و جسدش را شبانه در گور کردند از همه خاک ایران بیشتر بود ولی میلیونها هموطن وطن پرستم اصلآ نشنیدند ماجرای آن ظلم را و اگر هم شنیدند با خودشان غرولندی کردند و تمام ( و جالب آنکه همان ایام در رثای مظلوم کربلا بر سینه کوفتند!)...امضا نکردم چون تا همین امشب نمی دانستم شهید منوچهر مدق چه کسی بوده و فرشته مدق کیست و هدی به دوستانش چه گفته اما... اما برای مشتی خاک نعره می زنیم... برایم ارزش درختان روی این خاک که هر روز به تبر صاحب زوری بر زمین می افتد از خود آن خاک بیشتر است. برایم جان تک تک جانداران روی این خاک از تمام آن خاک بیشتر است. امضا نمی کنم چون هموطنان احساساتیم، دوست داشتن ایران را با نژادپرستی اشتباه می گیرند و در تجمع روبروی سفارت امارت عربی متحده روی پلاکاردهایشان می نویسند:" امارات! کشورک تو فقط ۳۷ سال سن دارد! آرام بگیر". این اسمش میهن دوستی نیست! این کار عین نژاد پرستی و عرب ستیزی است. امضا نمی کنم چون برای هموطنانم مرگ سالیانه ۳۰ هزار انسان (نه گوسفند) در جاده ها خمی به ابرو نمی آورد ولی اگر بگویند ابوموسی مال امارات است رگ گردنشان کلفت می شود. شما را به خدا بگویید چند هزار جوان نازنین ایرانی پرپر شد تا خرمشهر به آغوش ایران برگردد؟ حالا مردم "خونین شهر"، آب آشامیدنی ندارند! مگر ارزش خرمشهر به خاکش بوده؟ مگر آدمهایش اهمیت نداشتند؟ یعنی مردمش لیاقت آب آشامیدنی هم ندارند؟ امروز مردم بحرین خوشبخت ترند یا جاسک و لنگه و ماهشهر؟  اگر ایران را دوست دارید، مردمش را دوست بدارید٬ وگرنه این وطن پرستی و خاک پرستی راهی است که سر از نژادپرستی مشمئزکننده سر در می آورد.

پی نوشت: گاهی اوقات با خودم فکر می کنم به هیچکسی به اندازه اقای احمد زیدآبادی به لحاظ فکری و سیاسی نزدیک نیستم. روزی که حماس در فلسطین به قدرت رسید مقاله ای برای روزنامه اعتماد ملی نوشتم و فرستادم که چاپ شد و دقیقآ همان روز جناب زیدابادی هم مقاله ای با همان مضمون در مرحوم روزنامه شرق به عنوان سرمقاله نوشته بود. حالا ایشان در نوشته ارزشمندشان در روزآنلاین به این قضیه ملی گرایی مسخره را پرداخته و نوشته اند: " اگر ‏اين ملي‌گرايي صورت ستيزه جويانه و نژاد پرستانه‌اي به خود گيرد، تنها به انباشت كينه و نفرت از ‏همسايگان و بروز كشمكش‌ها و جنگ‌هاي جديد در منطقه منجر مي‌شود و ضمن سد كردن راه توسعه و رشد ‏منطقه، عملا در سايه توفق بنيادگرايي هم قرار مي‌گيرد.‏از اين رو، ما ايراني‌ها كه مستعد بروز علايق ملي‌گرايانه‌ايم، بايد نسبت به خطوطي كه ميهن دوستي را از ‏ملي‌گرايي افراطي جدا مي‌كند، حساس باشيم و بويژه از ياد نبريم كه هرگونه احساس تفاخر نژادي و نفرت ‏پراكني عليه نژادهاي ديگر، طرف مقابل را نيز به واكنش مشابه مي‌اندازد و سبب جنگ هفتاد و دو ملت ‏مي‌شود.‏"

 تصویر تجمع در برابر سفارت امارات در تهران که در صفحه اول شماره دیروز روزنامه "الشرق الاوسط" چاپ شده:

با همین منطق سست تجمع کنندگان در تحقیر اعراب به دلیل عدم توانایی در تلفظ صحیح حرف "پ"، لابد عربها حق دارند تلفظ ایرانی ها از حروفی مثل "ص" یا "ع" را مسخره کنند!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:11  توسط علی   |