کارناوال شادی با چاشنی لمپنیسم!
دیشب چند ساعتی را در خیابانها گذراندم تا آنچه را که می گویند شور انتخابات است با چشم خودم ببینم. آنچه دیدم بیشتر یک کارناوال شادی بود در کشوری بدون شادی- کشوری که در آن برای عروسی گرفتن هم باید از گزمه ها مجوز بگیرید و تعهد دهید زن و مرد جدا هستند و نمی رقصند!- این کارناوال شادی به بهانه انتخابات برگزار شده بود اما شعارهای آن عمدتآ سمت و سوی سیاسی نداشت. عجیب آنکه حامیان کاندیداها-عمدتآ موسوی و احمدی نژاد- شعارهایی می دادند بسیار سطحی و مضحک مانند مسخره کردن قد کوتاه احمدی نژاد یا حمام نرفتن وی و متقابلآ "چیز چیز کردن" موسوی. شعارها با ادبیاتی جاهل مسلکانه و به زبان طبقات فرودست شهری بیان می شد. عجیب آنکه این زبان منزجر کننده از سوی طبقات متوسط شهری به کار می رفت. ( مثل این شعار: ایول ایوله/ میر حسین یله!!!). آنچه در شعارها دیده نمی شد خواسته های مشخص سیاسی- اجتماعی بود. به جز در ستاد مهدی کروبی، حتی یکبار هم صدایی از آزادی بیان، آزادی زندانی سیاسی یا آزادی قلم نشنیدم. این پدیده بی سابقه به گمانم بسیار تامل برانگیز است و نمی دانم سوار شدن بر چنین موج بی ریشه ای چه نسبتی با اصلاح طلبی دارد؟!
کشوری که رییس جمهورش محمود احمدی نژاد باشد، مربی فوتبالش محمد مایلی کهن، فیلمساز محبوبش مسعود ده نمکی و پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمایش اخراجی ها، حتمآ باید شعارهای انتخاباتش هم از این جنس باشد: توپ ،تانک فشفشه /محمود باید شسته شه... یک هفته، دو هفته/ محمود حموم نرفته... ایول ایوله/ میر حسین یله...
به کجا داریم می رویم؟...

