شنبه هشتم آذر ۷۶، ساعت ۱ بعدازظهر آزمایشگاه بافت شناسی داشتیم در دانشکده پزشکی، ولی ساعت ۱۲:۴۵ مسابقه ایران-استرالیا بود. نمیدونم چی شده بود که با وجود تساوی ۱-۱ بازی رفت و شانس خیلی کم ایران برای صعود به جام جهانی، هنوز دلم می خواست امیدوار باشم. تصمیم گرفتم آزمایشگاه نرم و بمونم اون بازی را ببینم. ساعت حدود ۲:۴۵ عصر هشتم آذر اون سال، انفجار شادی ملی را می شد همه جا دید. ملتی که شادی کردن را فراموش کرده بودند بدون هیچ هماهنگی، همه تصمیم به انجام یک کار مشترک گرفته بودند: "شادی". اون روز ملت ایران یک هویت واحد شده بود. چقدرآن روزها امیدوار بودیم و سرشار از آرزو.... آن روزها تازه، "دوم خرداد" از راه رسیده بود... یاد آن روز بخیر!
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 22:59  توسط علی
|

